تحلیل اقتصادی-اجتماعی هزینه و درآمد خانوارهای ایرانی در سال 1403؛ شکاف طبقاتی و بحران درآمدهای غیرشغلی
مقدمه:
نتایج طرح هزینه و درآمد خانوار در سال 1403 که توسط مرکز آمار ایران منتشر شده است، تصویری عمیق از وضعیت اقتصادی و اجتماعی خانوارهای شهری و روستایی ارائه میدهد. این آمار نه تنها نشاندهنده افزایش قابل توجه هزینهها و درآمدهاست، بلکه شکاف گسترده بین استانها و سهم قابل تامل درآمدهای غیرشغلی را آشکار میکند. در این مقاله، به تحلیل دقیق این دادهها و پیامدهای اقتصادی-اجتماعی آن میپردازیم.
1.وضعیت کلی خانوارهای شهری و روستایی
خانوارهای شهری:
- متوسط هزینه سالانه: ۲۶۹٫۳ میلیون تومان (افزایش ۳۰٫۴٪ نسبت به سال قبل).
- متوسط درآمد سالانه: ۳۴۳٫۱ میلیون تومان (افزایش ۳۳٫۶٪ نسبت به سال قبل).
خانوارهای روستایی:
- متوسط هزینه سالانه: ۱۴۴٫۷ میلیون تومان (افزایش ۳۰٫۷٪ نسبت به سال قبل).
- متوسط درآمد سالانه: ۲۰۱٫۴ میلیون تومان (افزایش ۳۴٫۹٪ نسبت به سال قبل).
این اعداد در ظاهر مثبتاند؛ این افزایشها عمدتاً ناشی از تورم افسارگسیخته و رشد قیمتهاست، نه بهبود واقعی وضعیت رفاهی خانوارها. چراکه درآمد سریعتر از هزینه افزایش یافته است. اما واقعیت این است که این رشد صرفاً اسمی است و قدرت خرید خانوارها کاهش یافته است. یعنی رفاه واقعی مردم افت کرده است.
2.ترکیب منابع درآمد؛ زنگ خطر اقتصاد غیرمولد
مناطق شهری:
- درآمدهای مزد و حقوقبگیری: ۳۰٫۵٪.
- مشاغل آزاد: ۱۶٫۶٪.
- درآمدهای غیرشغلی: ۵۲٫۹٪.
مناطق روستایی:
- درآمدهای مزد و حقوقبگیری: ۳۱٫۴٪.
- مشاغل آزاد کشاورزی و غیرکشاورزی: ۲۸٫۹٪.
- درآمدهای غیرشغلی: ۳۹٫۷٪.
تحلیل:
سهم بالای درآمدهای غیرشغلی (بیش از نیمی از درآمد خانوارهای شهری و نزدیک به ۴۰٪ در روستاها) نشاندهنده وابستگی خطرناک اقتصاد به منابع غیرمولد است. این امر میتواند ناشی از گسترش رانت، سرمایهگذاریهای غیرمولد (مانند سوداگری در بازار مسکن و ارز) و ضعف ساختاری بازار کار باشد. ادامه این روند، اقتصاد ایران را به سمت بیثباتی بیشتر سوق خواهد داد
. سهم بسیار بالای درآمدهای غیرشغلی در شهر (بیش از نصف کل درآمد) چند معنا دارد:
- بازار کار ناکارآمد: اشتغال رسمی و پایدار سهم اندکی در معیشت دارد.
- گسترش فعالیتهای غیرمولد: بخش مهمی از درآمد ناشی از رانت، اجاره، سود سرمایهگذاریهای غیرمولد و سفتهبازی در بازارهایی چون مسکن و ارز است.
- وابستگی به انتقالات دولتی یا خانوادگی: در روستاها این سهم بیشتر ناشی از یارانهها و کمکهای دولتی است. در شهرها بیشتر از دارایی و اجاره بهدست میآید.
این وضعیت به معنای فاصلهگیری اقتصاد از تولید و تعمیق شکاف طبقاتی است؛ چراکه کسانی که دارایی ندارند از این منبع محروم میمانند
3.شکاف جغرافیایی؛ نابرابری که به بحران تبدیل میشود
مناطق شهری:
- پردرآمدترین استان: تهران (۴۹۳٫۱ میلیون تومان).
- کمدرآمدترین استان: ایلام (۲۱۴٫۴ میلیون تومان).
- اختلاف درآمد: ۲٫۳ برابر.
- پرهزینهترین استان: تهران (۳۹۵٫۱ میلیون تومان).
- کمهزینهترین استان: سمنان (۱۵۳٫۲ میلیون تومان).
- اختلاف هزینه: ۲٫۶ برابر.
مناطق روستایی:
- پردرآمدترین استان: یزد (۳۳۶٫۹ میلیون تومان).
- کمدرآمدترین استان: سیستان و بلوچستان (۹۲٫۰۸ میلیون تومان).
- اختلاف درآمد: ۳٫۶ برابر.
- پرهزینهترین استان: بوشهر (۲۳۵٫۹ میلیون تومان).
- کمهزینهترین استان: سیستان و بلوچستان (۷۶٫۶ میلیون تومان).
- اختلاف هزینه: ۳٫۱ برابر.
تحلیل:
این شکاف عمیق درآمدی و هزینهای بین استانها، نشاندهنده نابرابری شدید در توزیع منابع و امکانات است. استانهایی مانند تهران و یزد به قطبهای اقتصادی تبدیل شدهاند، در حالی که مناطق محروم مانند ایلام و سیستان و بلوچستان از چرخه توسعه ملی عقب ماندهاند.
این اختلافها پیامدهای اجتماعی مهمی دارند:
- تمرکز فرصتها در کلانشهرها بهویژه تهران.
- تداوم فقر ساختاری در استانهای محروم مثل ایلام و سیستان و بلوچستان.
- محرومیت از مصرف در مناطق کمدرآمد: هزینه پایین خانوار در این مناطق ناشی از صرفهجویی نیست؛ بلکه نتیجه ناتوانی در خرید کالا و خدمات است
4.جمعبندی و پیامدهای اجتماعی
- افزایش هزینهها و درآمدها عمدتاً ناشی از تورم است، نه بهبود رفاه.
- وابستگی اقتصاد به درآمدهای غیرشغلی، زنگ خطری برای آینده رشد پایدار است. این به معنای بحران در بازار کار و وابستگی شدید به رانت و دارایی است.
- شکافهای منطقهای عمیقتر شدهاند؛ شکاف جغرافیایی عمیق بین استانها، نیازمند بازتعریف سیاستهای توزیع عادلانه منابع است.
منبع داده ها: مرکز آمار ایران (www.amar.org.ir)
